۲۲ خرداد ۱۳۹۸
خرداد ۲۲, ۱۳۹۸

فضایل امام جعفر صادق(علیه السلام)

خرداد ۲۲, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

فضایل امام جعفر صادق(علیه السلام)

شخصیت امام صادق(ع) به اندازه‌ای جامع و برجسته است که افزون بر شیعیان، عالمان و عارفان اهل تسنن نیز توجهی ویژه به آن حضرت داشته و برتری علمی و شخصیتی ایشان را ستوده و از آن حکایت‌ها نقل کرده‌اند.

در این گفتار، ابتدا متنی کهن از احمد بن حسن استرابادی، عالم شیعه قرن ۱۰ هـ . ق، درباره تولد امام صادق(ع) و شرح برخی فضایل ایشان نقل و سپس دو قطعه متن گزیده و مُنَقَّح شده از عارفان اهل تسنن؛ از شیخ فریدالدین عطار نیشابوری، عارف قرن ۶ و ۷ هـ . ق و علی بن عثمان هجویری عارف قرن ۵ هـ . ق آورده شده که نمایانگر ارادت عارفان اهل تسنن به آن بزرگوار است.

ذکر امام بحق ناطقْ، جعفر بن محمد الصادق(ع)
«وی امام ششم است از ائمه اِثناعشر(علیهم‌السلام). مادرش ام‌فروه دختر قاسم بن محمد ابابکر بود. آن حضرت خلایق را ارشاد می‌فرمود و طریق مستقیم به گمراهان بادیه ضلالت می‌نمود و پیوسته می‌فرمود: ما حجت خداییم بر خلقان و احکام حلال و حرام به بندگان می‌رسانیم. و این شیعه علی(ع) که امروز دست وِلا در دامن آل عبا زده‌اند، مذهب و ملت خود را از طریق آن حضرت درست کرده‌اند و نجات خود را از متابعت ایشان می‌دانند. کشف و کرامات آن حضرت بسیار است و خارق عادات بی‌شمار. از آن جمله است که:
میان دو کس نزاع شد، یکی تولا به اهل بیت داشت و ایشان را تفضل می‌نمود و دیگری به تولای بنوامیه منسوب بود و پیوسته آن گروه مکروه را می‌ستود. هر دو نزدیک ابوحنیفه رفتند و او را در آن دعوی حَکَم کردند.
ابوحنیفه گفت: نزد کسی روید که بهترین خلق خداست از روی حسب و نسب و پاکیزه‌ترین اولاد مصطفی است از ممرّ[۱] عزت و ادب.
گفتند: آن کس کیست؟ گفت: جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی بن ابو‌طالب(علیهم‌السلام). پس هر دو نزد آن حضرت رفتند و مجلس به غایت عالی بود و او مردم را به حلال و حرام تعلیم می‌نمود.

بی‌آنکه ایشان سؤال کنند و مقصود خود بیان نمایند، آن حضرت رو به ناصبی[۲] کرد و گفت: مخالفان اهل بیت را نزد مطیعان خدا مرتبه‌ای نیست. بعد از آن متوجه شد به مولای خود و فرمود: «فَریقٌ فِی الْجَنّه[۳] دوستان مایند وَ فَریقٌ فِی السّعیرِ[۴] اعدای ما».

و از آن جمله است که بعضی از دوستان به واسطه بسیاری مشاهده کرامات و خارق عادات به یکدیگر گفتند: این مرد را از الوهیت نصیبی هست. چون نزد وی رفتیم وضو می‌ساخت. در ما نگریست و فرمود: دوستی ما به درگاه خدا موجب نجات عقبی است، اما افراط محبت موجب ندامت است، ما بنده‌ایم از بندگان خدا و مخلوقیم از مخلوقات حضرت خدای تعالی.

و از آن جمله است که آن حضرت فرمود: به لقای پروردگار خود آرزومندم و در این ماه رجب یا شوال، به سفر آخرت متوجه می‌شوم و از زندان‌سرای دنیا به فضای دل‌گشای جنه المأوی به اجابت دعوتِ وَ اللّهُ یَدْعُوا إِلى‏ دارِ السّلامِ[۵] توجه خواهم نمود، بعد از آنکه اَعدای دَغا[۶] مرا زهر داده باشند و لباس سعادت شهادت پوشانیده. راوی گوید: والله چنان بود که آن حضرت فرمود.

گویند عمر آن حضرت شصت و پنج سال بود. در زمان منصور به زهر مقتول گردید. مردم به جهت موضع قبرش متردد بودند، آوازی شنیدند که این بنده صالح را بردارید و به نزدیک پدر و جدش به خاک سپارید».[۷]