۲۵ اسفند ۱۳۹۸
اسفند ۲۵, ۱۳۹۸

روایت موفقیت از زبان یک مخترع ایرانی

اسفند ۲۵, ۱۳۹۸ ۰ دیدگاه

روایت موفقیت از زبان یک مخترع ایرانی

«هدف»، واژه گمشده زندگی خیلی از آدم هاست. اما آنهایی که پیدایش می کنند دیگر حاضر نیستند به هیچ قیمتی از دستش بدهند. به خصوص اگر این هدف نجات دهنده جان انسان ها باشد. برای عبدالرضا یعقوبی هم همین اتفاق افتاد.

فهمید هدف زندگی اش آنقدر بزرگ هست که مجبور باشد از خیلی چیزها بگذرد، اما از هدفش نه و حاصل این از خود گذشتن و از هدف نگذشتن شد «آریا». دستگاه منحصر به فرد مونیتور علائم حیاتی انسان که حاصل ۲ سال تلاش پی در پی او و همکارانش در بنیان پویندگان است. این گزارشی است از زندگی یک مخترع ایرانی.

دستگاه مونیتور علائم حیاتی همان دستگاهی است که نشانه هایی مثل نبض، نوار قلب و مسائل اینچنینی را به پزشک اعلام می کند تا او بتواند به درمان هر چه بهتر بیمار کمک کند. استفاده از این دستگاه بسیار مهم است، چرا که حتی علائم خفته و غیر قابل رویت را نشان می دهد. اما به خصوص در گذشته به خاطر هزینه های سنگین خرید آن، فقط در اتاق عمل یا بخش مراقبت های ویژه مورد استفاده قرار می گرفت. تا این که کم کم استفاده از آن بیشتر شد؛ اما بز هم مجهز کردن همه بخش های بیمارستانی به آن کار سخت و هزینه بری محسوب می شد. اتفاقاتی از قبیل از دست رفتن بیماران حاضر در بخش به خاطر نبودن این دستگاه و از دست دادن علائم حیاتی شان، جرقه ای شد برای تولد آریا. دستگاهی که تیم بنیان پویندگان آن را مثل فرزندشان می دانند.

از تعمیر ساخت دستگاه های خارجی تا ساخت دستگاه های ایرانی
یعقوبی، ۴۲ ساله است و فوق لیسانس الکترونیک از دانشگاه تهران را دارد. کارش را با تعمیر همین دستگاه ها شروع کرد؛ اما به تعمیر اکتفا نکرد. او و تیم تحقیقاتی اش هدف بسیار بزرگ و سختی را انتخاب کردند، هدفی که خیلی ها سعی کردند از آن منصرف شان کنند؛ اما موفق نشدند؛ ساخت دستگاهی ویژه! تمامی اعضای این تیم حدود دو سال و نیم است به صورت شبانه روزی روی این پروژه کار می کنند. هدف از این پروژه ساخت دستگاهی است که با هزینه کمتر؛ اما کیفیت بالاتر پای دستگاه مونیتور علائم حیاتی را به قسمت های بیمارستان ها، بالای تخت همه مریض ها و حتی کیف پزشکان باز کند. حتی تبدیل این دستگاه به بخشی از مراقبت های خانگی نیز هدف بلند مدت یعقوبی است. حاصل تمام این تلاش ها سرانجام اوایل سال جدید به مرحله خط تولید می رسد و نام ایران و ایرانی را در صدر اذهان دانشمندان جهان قرار خواهد داد.

آریای سرافراز
یعقوبی می گوید: « الان تکنولوژی ما به جایی رسیده که این محصول را به ۴ کشور دنیا صادر می کنیم.» البته قبل از آریا، این تیم کار تولید دستگاه های معمولی را به عهده داشت؛ اما در مراحل اولیه تفاوتی بین دستگاه های ایرانی با تولیدات سایر نقاط دنیا از جهت نوآوری وجود نداشت. کم کم این تیم به جایی رسید که نوآوری و خلاقیت را به یکی از مهم ترین بخش های کاری اش تبدیل کرد. در آریا تمامی پارامترهایی که در مانیتورهای ۱۷ اینچ علائم حیاتی هستند، وجود دارد. اما مهم تر این است که این دستگاه بیش از ۸۰۰ گرم وزن ندارد! ضد آب و ضد ضربه است و تمامی این ویژگی ها آن را تبدیل به بهترین گزینه انتخابی برای کشورهایی مثل ایتالیا، انگلیس و… کرده است. همه منتظر ساخت این دستگاه هستند تا آن را تهیه کنند. مثلا انگلیس تعداد زیادی از این دستگاه را سفارش داده تا موتور سوارهای اورژانس خود را به آن مجهز کند و چه چیزی از این افتخار که قرار است در تمام جهان دستگاه های ایرانی کمک و نجات بخش انسان ها باشد شیرین تر است؟

بدون تعطیلی
یعقوبی از سختی های کار می گوید: شب بیداری و تا صبح نخوابیدن مسئله عجیبی نبود! همه سخت در تلاش بوده اند و حتی اتفاق می افتاد که یک هفته سری به خانه نمی زده اند، قالبسازها شب ها در کارگاه می خوابیدند. خودش می گوید در یکی از سفرهایم به خارج از کشور، کسی به من گفت من ۹ روز است که تعطیلی نداشته ام، من هم گفتم آخرین باری که تعطیلی داشتم ام را یادم نیست! (می خندد). هر کس هر کاری از دستش برمی آمده انجام داده است تا پروژه به این مرحله برسد، مرحله پایان از تمام خستگی ها.

خانواده با گذشت
جدای از سختی هایی که بر سر راه افراد تیم تحقیقاتی قرار داشته، خانواده هایشان هم درگیر خستگی هایی شده اند.
یعقوبی می گوید: «ساعت هایی که درگیر کار بودم و خلاهایی که به خاطر این درگیری برای خانواده ایجاد شد، به هیچ وجه قابل جبران نیست، اما برای پیشترفت ایران در زمینه های صنعتی چاره ای جز از خودگذشتگی و هموار کردن راه برای آنهایی که در آینده وارد این عرصه می شوند نیست.»

یعقوبی می گوید:« برای شروع کار فرش و طلای خانومم را فروختم!» خانواده او بخش بزرگی از حمایت های روحی و روانی او را به عهده داشته اند. به خصوص همسرش که در نبود پدر باید سینا و مهسای ۱۳ و ۹ ساله را هم حمایت کند تا کمتر بهانه پدر را بگیرند.

یعقوبی از سفری می گوید که از چندین ماه قبل به صورت خانوادگی برایش برنامه ریزی کرده بودند و بچه ها برایش بی صبرانه روز شماری می کردند.

اما مدت کوتاهی قبل از آن سفر، پدر مجبور می شود به یک سفر کاری برود. خودش می گوید اگر هر بچه دیگری بود پدرش را بابت این کار اذیت می کرد؛ اما سینا و مهسا کمبود ها را می بخشند و با افتخارات پدر، خود راضی می کنند.

کار سخت
کارآفرین برتر، رعایت کننده حقوق مصرف کننده، صادر کننده نمونه و افتخاراتی از این قبیل یعقوبی و تیم بی نظیرش را برای تمامی وزارتخانه های مربوطه به اسمی آشنا برای تقدیر تبدیل کرده است. یعقوبی ایجاد کار برای افرادی که مدرک لیسانس و از آن بالاتر دارند را کار سختی می داند که با عنایت خداوندی که همه چیز را مدیون او می داند، انجام شده است. بیش از یک سوم تیم او کارهای تحقیقاتی انجام می دهند و تعداد بسیاری از آنها مدارک بالای تحصیلی دارند. جالب است بدانید که او از جمله آدم های موفقی است که از شرایط سخت زندگی به جایی که الان در آن قرار دارد رسیده است.

خودش می گوید پدرش در ۲ جا سخت کار می کرده تا شرایط زندگی را که به گفته خودش در کودکی خیلی خوب نبوده، برای او و خواهر و برادرهایش بهتر کند. حاصل تلاش های پدر و مادرش نه تنها فرزندانی افتخار آفرین مثل عبدالرضا و خواهر برادرهایش شد، بلکه درسی بزرگ را برای آنها به یادگار گذاشت: «ما همه چیز را عملا یاد گرفتیم. به این می گویند اگر پدر و مادر دروغ بگویند و به بچه بگویند راست بگو فایده ای ندارد راست است. ما تلاش بی وقفه و انگیزه کاری را عملا دیدیم و یادگرفتیم.»